تبلیغات

مانی حقیقی؛ کارنامه ۲۰ ساله یک روشنفکر انتحاری

روزنامه سازندگی - گلاویژ نادری و یاسمن طلوعی: مانی حقیقی یکی از عجیب ترین کارگردان های ایران است؛ کسی که نمی شود به راحتی کارنامه اش را قضاوت کرد و درباره استمرار یک فرم و قالب مشخص در آثارش حرف زد. انگار از هر نوع تعریفی سر باز می زند و بیشتر می خواهد در دل سینمای تجربه گرا تلقی شود.

گاه فیلم هایش نوع لجبازی با فضای غالب جامعه تلقی می شود و درست وقتی همه از مزیت های روشنفکری اثرش حرف می زنند فیلمی تجاری و سبک را روانه سینماها می کند. ولی فارغ از فیلم کمدی (به زعم ما نامعقول!) «50 کیلو آلبالو»ی او رویکرد منحصر به فرد در سینمای ما دارد: قصه هایی را انتخاب می کند که کمتر کسی جسارت پرداختن به آن را دارد و با عوامل حرفه ای سینمای ایران فیلم هایی می سازد که تماشاگر را با مزه و لحن متفاوتی روبرو می کند. ما درباره کیفیت یا موفقیت او بحث نمی کنیم. بیشتر، تلاش می کنیم مانی حقیقی را بشناسیم.

روشنفکر انتحاری

1. همکاری با عوامل حرفه ای

مانی حقیقی از همان اولین فیلم خود، همیشه از عوامل حرفه ای در تولید فیلم هایش استفاده کرده است. کمتر میل داشته که با عناوین فیلم مستقل و فیلم چریکی کار کند و با این که گاه فیلم های جمع و جوری ساخته اما همیشه عوامل حرفه ای در آن حضور داشته اند. در فیلم «آبادان» بازیگرانی مثل هدیه تهرانی و فاطمه معتمد آریا جلوی دوربین او بودند و محمود کلاری، کریستف رضایی و ... هم عوامل پشت دوربین را تشکیل می دادند. او این روند را تا امروز ادامه داده و در دل جریان اصلی سینما، فیلم های متفاوتی تولید کرده است.

2. فیلم های تجربی

تنها یکی دو ساخته این فیلمساز داستان و روایت های متعارف، معمول و مشابه به دیگر فیلم های سینمایی ایران دارد. «کنعان» فیلم متعارفی است که هر تماشاگری می تواند از آن سر در بیاورد. «50 کیلو آلبالو» هم که فیلمی کمدی است که نمی توان آن را در کارنامه حقیقی به عنوان فیلمی مهم بررسی کرد و برخی مدعی اند وصله ناجوری در کارنامه این کارگردان است. اما فیلم های تازه اش نوعی طبع آزمایی در سینمای ایران هستند، فیلم هایی تجربی که منحصر به فردند و خارج از چارچوب روایی و قصه گویی سینمای ما عمل می کنند.

3. مستندسازی

مانی حقیقی اولین فیلم مستندش را درباره فیلم «هامون» با نام «هامون بازها» کارگردانی کرد. مستندی که به گفته حقیقی به خواست رضا میرکریمی ساخته شده و او از حقیقی درخواست کرده تا درباره «هامون» مستند بسازد. حقیقی فیلم «هامون بازها» را جزء فیلم های مورد علاقه اش نمی داند، چرا که این مستند 52 دقیقه ای با سانسور زیادی مواجه شد و در نهایت 25 دقیقه اش پخش شد.

حقیقی ساخت «هامون بازها» را جزء بزرگترین شکست های کاری اش می داند. «مهرجویی، کارنامه 40 ساله» مستند دیگری است که حقیقی آن را کارگردانی کرده و می گوید: «از فیلمسازی مهرجویی به معنای حقیقی شناخت زیادی نداشتم اما در نهایت فیلم «مهرجویی، کارنامه 40 ساله» را ساختم و معتقدم که اتفاق بزرگی برای من محسوب می شود.»

4. سینمای مشنگ

زمانی آیدین آغداشلو صفت «سینمای مِشنگ» را به فیلم های مانی حقیقی اطلاق کرد؛ منظور او سینمای بازیگوشی بود که به جای طرح حرف های اساسی اجتماعی یا نقد و تحلیل به شک لعبوس و تلخ؛ بیشتر دنبال ساخت فضای مفرح، موقعیت های ساده و گره های کوچک بود. فیلم هایی که متکی بر فضا بودند نه قصه و ظاهر گول زنکی داشتند. این خل خلی و بازیگوشی حالا پخته شده و از خامی اولیه به کلی دور شده است. «خوک» دستاورد تازه این نگرش است.

5. همکاری با فرهادی

همکاری مانی حقیقی با اصغر فرهادی از سال 84 و با فیلم «چهارشنبه سوری» آغاز شد که هر دو نویسندگی سومین فیلم فرهادی را انجام دادند. پس از فیلم «چهارشنبه سوری» این همکاری ادامه پیدا کرد و باز هم فرهادی و حقیقی نویسندگی فیلم «کنعان»، سومین ساخته حقیقی را بر عهده گرفتند. اما همکاری این دو فقط به نویسندگی فیلم های شان ختم نشد و به بازیگری حقیقی هم منجر شد. او در فیلم «درباره الی...» به کارگردان فرهادی برای اولین بار به عنوان بازیگر مقابل دوربین قرار گرفت.

6. ترجمه و نویسندگی کتاب

فعالیت های مانی حقیقی فقط به دنیای بازیگری و سینما محدود نمی شود. او دستی هم در نوشتن و ترجمه کتاب دارد. اولین کتابی که حقیقی ترجمه آن را بر عهده داشت، «سرگشتگی نشانه ها» بود. این کتاب در سال 74 در انتشارات مرکز به چاپ رسید. حقیقی یک سال بعد و در سال 75 ترجمه کتاب «این یک چپق نیست» به نویسندگی میشل فوکو را انجام داد که هر دوی این کتاب ها در سال 93 توسط نشر مرکز تجدید چاپ شدند. «مهرجویی، کارنامه 40 ساله» آخرین کتابی است که حقیقی در سال 92 روانه بازار کرده و این بار نویسندگی آن را انجام داده که مستندی با همین نام هم کارگردانی کرده است.

7. استهزای روشنفکری

فیلم های مانی حقیقی، به خصوص بعد از «پذیرایی ساده» روشنفکری ایرانی را به چالش می کشد. او فیلم هایی می سازد که انگار سرشارند از نشانه های قابل تفسیر، محتوایی غنی دارند و حرف هایی مهم می زنند. در دو فیلم آخرش «اژدها وارد می شود» و «خوک»، این زاویه دید پررنگ تر هم شده. حالا فضایی را که قصه فیلم در آن جریان دارد دست می اندازد و بیشتر از ویژگی زیستی (به اصطلاح) روشنفکرانه استفاده می کند تا به اثرش فضا بدهد. او مدام در حال شوخی است و گاهی حد آن تا مرز خودزنی هم پیش می رود!

گزارش تخلف

کلیه مطالب سایت توسط ربات از خبرگزاری های معتبر و سایتهای فارسی زبان به همراه لینک منبع باز نشر می شود و سایت ما هیچ مسئولیتی نسبت به آنها ندارد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را از طریق لینک گزارش تخلف در قسمت پایین به ما اطلاع دهید تا رسیدگی شود.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار