تبلیغات

شعر کودکانه آقا موش شکمو

شعربرای کودکان

شعر کودکانه آقا موش شکمو

 آقا موش شکمو

 
آقا موشه، ای شکموی دله

دیدی افتاد آخر دمت لای تله

حالا چشمات از کاسه در اومده

شکسته پات عمرت به سر اومده


چطور بوی گردو رو از یه فرسخی شنیدی

اون تله گنده رو تو یک قدمی ندیدی

آخه زبون بسته مگه تو چشم و گوش نداشتی

همین شکمو داشتی و فکر و عقل و هوش نداشتی

یادته یک شب تا صبح نذاشتی من بخوابم

رفته بودی تو گنجم رو دفتر و کتابم

هی بازی کردی چیغ زدی رو کاغذام دویدی

دفتر پاکنویس انشای منو جویدی

دسته گلی تو آب دادی، من خجالت کشیدم

مزه این بیمزگی رو فردا من چشیدم

آقا موشه، ای شکموی دله

دیدی افتاد آخر دمت لای تله

حالا چشمات از کاسه در اومده
شکسته پات عمرت به سر اومده

تبیان

اخبارمرتبط :

شعر کودکانه آقا پلیسه

شعر کودکانه هم‌ شاگردی سلام

شعر کودکانه من و خواهرم

شعر کودکانه آفتاب در اومده

گزارش تخلف

کلیه مطالب سایت توسط ربات از خبرگزاری های معتبر و سایتهای فارسی زبان به همراه لینک منبع باز نشر می شود و سایت ما هیچ مسئولیتی نسبت به آنها ندارد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را از طریق لینک گزارش تخلف در قسمت پایین به ما اطلاع دهید تا رسیدگی شود.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار